كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى
998
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )
شد كه محصلان اين مبلغ از جمع مال گيلان در وجه انعام جناب مرتضوى محسوب داشته تعرّض نرسانند و مرتضى اعظم را با ساير ملوك گيلان اجازت فرمود و شمس الدين نام از قرابتان امير عباس كه ضبط قلعهء كماخ در سرحد روم به عهدهء او بود ، در اين ولا او را با جمعى به آنجا فرستاد . و در اين اثنا ، مرتضى اعظم سيد بركه را عرض مرضى طارى شده تدبير اطباى حاذق لايق و موافق نيامد و از نشيمن انقلاب به گلشن حسن المآب انتقال فرمود « 1 » و آن حضرت را خاطر همايون محزون شده دست اعتصام به حبل المتين إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ « 2 » استوار ساخت و فرمود كه نعش او را به اندخود نقل كرده به امانت سپارند و هم در قشلاق قراباغ ، ايالت همدان و نهاوند و وروجرد و مواضع لر كوچك را به اميرزاده اسكندر عنايت فرمود . ذكر آمدن حكام ماردين و وسطان و آش دادن براى ترويح روح اميرزاده محمد سلطان در آن اثنا كه هنوز صاحبقران مظفر لوا در قراباغ بود و فصل شتا روى به انقضا آورد ، سلطان ماردين ملك عيسى « 3 » به درگاه سلاطين پناه آمد و مخدرهء تتق عصمت را كه نامزد اميرزاده ابا بكر شده بود آورد و پيشكشهاى لايق به عرض رسانيد و ملك عزّ الدين شير نيز ازوسطان ، با اسبان و تحفههاى فراوان ، به آستان حضرت
--> ( 1 ) . س : رضى اللّه عنه . ( 2 ) . سورة البقرة 156 . حاشيهء نسخهء ف : « وفات امير سيد بركه كه حضرت صاحبقران به غايت معتقد او بود و اندخود به سيورغال او مقرر گشته . » ( 3 ) . يعنى الملك الظاهر مجد الدين عيسى كه از 778 تا 809 ه ( 1376 ميلادى تا 1406 ) بر ماردين حكومت داشت . وى از امراى ارتقى ( ارتقيه ) بود . ( ر ك طبقات سلاطين اسلام لين پول و « سلسلههاى اسلامى » ص 185 و زندگى شگفتآور تيمور ، ترجمهء عجايب المقدور ابن عربشاه ص 72 .